تبليغاتX
هيسنا

هیسنا

از هر دستی بدی چی می شه؟!؟

 

 ;)

 

جاني ساعت ۲ از محل كارش بيرون آمد و چون نيم ساعت وقت داشت تا به محل كار دوستش برود، تصميم گرفت ناهار ارزان قيمتي بخورد و راهي شركت شود ...

چند رستوران گرانقيمت را رد كرد تا به رستوراني رسيد كه روي در آن نوشته شده بود :

" ناهار همراه نوشيدني فقط يك دلار! "

جاني معطل نكرد، داخل رستوران شد، يك پرس اسپاگتي و نوشابه برداشت و سر ميز نشست

گارسون برايش سوپ، سالاد، سيب زميني سرخ كرده، نوشابه اضافه، بستني و دو نوع دسر آورد و به اعتراض جاني توجهي نكرد كه گفت:" ولي من که اين غذاها رو سفارش ندادم؟!"

گارسون كه رفت جاني شانه اي بالا انداخت و گفت:" خودشان مي فهمند كه من نخوردم! "

اما جاني موقعي فهميد كه اين شيوه آن رستوران براي كلاهبرداري است كه رفت جلو صندوق و متصدي رستوران پول همه غذاها رو حساب كرد و گفت : 15 دلار و 10 سنت !!!

جاني معترض شد : " ولي من که هيچكدوم رو نخوردم؟!! "

مرد پاسخ داد : " ما آورديم ، مي خواستين بخورين ! " 

جاني كه خودش ختم زرنگهاي روزگار بود، سري تكان داد و يك سكه 10 سنتي روي پيشخوان گذاشت !

وقتي صندوق دار اعتراض كرد، جاني گفت:" من مشاور هستم و بابت هر يك ساعت مشاوره 15 دلار مي گيرم."

متصدي گفت : " ولي ما كه مشاوره نخواستيم؟!"

جاني پاسخ داد : "من كه اينجا نشسته بودم ، مي خواستين مشاوره بگيرين! "

و سپس به آرامي از آنجا خارج شد ...

 

پ.ن:... ۱۰۰٪ بی برو برگشت از همون دست میگیری!! باور نداری؟ راه باز است برای امتحان کردن! اما مواظب باشید

 

نوشته شده توسط انسي در دوشنبه 26 اسفند1387 ساعت |
موضوع :هیسنا موضوع :داستانهای کوتاه موضوع :داستانهای کوتاه(طنز) موضوع :گالری موضوع :گالري(طنز) موضوع :...Love is موضوع :شنیده ها ، خوانده ها ، گفته ها ، ديده ها! موضوع :تٍست...