
از هنگامی که خداوند مشغول خلق کردن زن بود ، شش روز می گذشت.
فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد: " چرا این همه وقت صرف این یکی می کنی؟ "
خداوند پاسخ داد: " آیا دستور کار او را دیده ای ؟ با این حال ، چیزی نمانده تا کار خلق این مخلوقی را که این همه به من نزدیک است ، تمام کنم."
فرشته متوجه چیزی شد و به گونه زن دست زد. " ای وای ، مثل اینکه این نمونه نشتی دارد. به شما گفتم که در این یکی زیادی مواد مصرف کرده اید."
خداوند مخالفت کرد: " آن که نشتی نیست ، اشک است."
فرشته پرسید: " اشک دیگر چیست؟ "
خداوند گفت: " اشک وسیله ای است برای ابراز شادی ، اندوه ، درد ، نا امیدی ، تنهایی ، سوگ و غرورش."
فرشته شگفت زده شد.
زن ها واقعا حیرت انگیزند.
زن ها قدرتی دارند که مردان را متحیر می کند.
همواره سختی ها را بهتر تحمل می کنند ، بار زندگی را به دوش می کشند ، ولی شادی ، عشق و لذت به فضای خانه می پراکنند.
برای آنچه باور دارند می جنگند ، در مقابل بی عدالتی می ایستند و وقتی مطمئن اند راه حل دیگری وجود دارد ، "نه" نمی پذیرند.
بدون قید و شرط دوست می دارند.
قلب زن است که جهان را به چرخش در می آورد.
کار زن ها بیش از بچه به دنیا آوردن است ، آنها شادی و امید به ارمغان می آورند ، آنها شفقت و فکر نو می بخشند.
پ.ن : "به نظر من بعلاوه تمام حرفهای بالا
... زن با مرد تکمیل می شه و مرد با زن! ... و گرنه احتیاج نبود به آفرینش جفت!"
